محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

544

تاريخ الطبرى ( فارسي )

خسرو ، نعمان بن منذر را بكشت و شاهان پارسى پادشاهى آنها را به كسان ديگر دادند و اين سخنان دربارهء جذيمه و عمرو بن عدى از اين رو گفتيم كه مىخواهيم همه تاريخ را بر سياق شاهان پارسى ياد كنيم و بر صحت حكايتها كه دربارهء آنها آورده‌اند شاهد بياريم . كار خاندان نصر بن ربيعه و ديگر عاملان ملوك پارسى بر مرز عربان صحراى عراق به نزد مردم حيره روشن بود و در كنيسه ها و كتابهايشان مشخص بود . هشام كلبى گويد : من اخبار عرب و انساب آل نصر بن ربيعه و مدت عمر آنها را كه عامل خسروان بودند و تاريخ پادشاهيشان را از ديرهاى حيره در آوردم كه پادشاهى و همه كارشان آنجاست . ولى ابن اسحاق گويد كه ربيعة بن نصر لخمى خوابى ديد كه پسر از ذكر تسلط حبشه بر يمن ، خواب وى را با تعبير شق و سطيح درباره آن بياريم و چون ربيعة بن نصر از سؤال شق و سطيح فراغت يافت اين انديشه در دلش افتاد كه پيشگويى آنها درباره كار حبشه بناچار رخ مىدهد و براى فرزندان و خاندان خويش لوازم سفر عراق فراهم آورد و به شاپور پسر خرزاد نامه نوشت كه آنها را در حيره مقر داد . نعمان بن منذر پادشاه حيره از باقيمانده بنى نصر بود . وى نعمان پسر منذر پسر نعمان پسر منذر پسر عمرو پسر عدى پسر ربيعه پسر نصر بود . ابو جعفر گويد : اكنون از كار طسم و جديس سخن مىكنيم كه حكايت آنها نيز به روزگار ملوك الطوائف بود . و فناى جديس به دست حسان پسر تبع بود و سابقا از تبعان حمير كه به روزگار ملوك پارسيان بوده‌اند سخن كرده‌ايم . از ابن اسحاق و ديگر مطلعان عرب روايت كرده‌اند كه طسم و جديس از ساكنان يمامه بودند كه در آن روزگار از همه جا سر سبزتر و آبادتر و حاصلخيزتر بود